
تقدیم به دکتر علی شریعتی در سالمرگ سی و سوم
من با تو هم زبانم، من با تو هم عقیده ام، من با تو هم دوره ام، من با تو هم زبانم، من با تو بسیار آشنایم، من با تو ...
ولی صد حیف که من با تو هم زمان نیستم. ای کاش این یک اشتراک را نیز با یکدیگر می داشتیم ولی با همه ی اینها من تو را و زبانت را و قلمت را خوب می فهمم و تو، من را خوب شناختی و سالها پیش فریاد زدی.
پیرامون من و تو و بیماری های اطراف من و تو به چه اندازه شبیه به هم است.
آری؛ فریاد زدی و من صدای تو را شنیدم؛ اما تو به فاجعه ی پلید مصلحت پرستی دچار نبودی و از آن بیزاری می جستی و حقیقت را ذبح شرعی نمی کردی و فریاد می زدی، هرچند که مردمان پیرامون تو نیز به سان آدمیان اطراف من قدرت تحمل عقیده مخالف را نداشتند اما تمام اینها هراسی در تو نمی انگیزید و ای کاش که من شهامت تورا داشتم.
ای کاش من نیز به مانند تو می توانستم به اطرافیانم بگویم که همه ی بدبخنی ما از جهل است و هیچ کس از تن شما نمی ترسد زیرا که از گاو که گنده تر نمی شوی، می دوشنت؛ از خر که قوی تر نمی شوی، بارت می کنند؛ از اسب که دونده تر نمی شوی، سوارت می شوند؛ بلکه آنها از فکر تو می ترسند.
تو اینها را فریاد زدی و ما شنیدیم.
آری؛ فریاد تو رسا بود و ما شنیدیم اما به درستی نفهمیدیم که جهل چه درد بزرگی است .
فریادت رسا بود و ما فهمیدیم و ما این فریاد تورا که خود نثر صریح اسلام است به گوش همگان خواهیم رساند.
معلم شهیدم؛ 33 سال از شهادت تو می گذرد ولی هنوز فریادهای حق جویانه و عدالت طلبانه و آزادی خواهانه تو روشنگر راه ماست و ما آینده ای بهتر و عاری از جهل برای ایران و ایرانیان خواهیم ساخت.
امروز ٢٢ خرداد است.
یادآور زیباترین جنبش اجتماعی برای ساختن ایرانی آزاد در سایه ی اسلام راستین محمدی.
و ما همچنان ایستاده ایم.